گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

31

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

آذوقه و آب ، امرى واقعى بود و هم‌چنين اخبار شايع را كه بموجب آن ترس از نفوذ بلوچها در جنوب كشور ، ايرانيها را بر آن داشته بود كه فكر حمله به عربستان را از سر بيرون كنند ، تا اندازه‌اى جدى تلقى مىكرد . « 1 » حكومت ايران كه خود قادر به انجام تعهدات خويش نبود ، عذر آورد كه نايب السلطنه به كليه تعهدات خود جامه عمل نپوشانيده است . شاه ايران دلايل بتعويق انداختن لشكركشى را طى نامه‌اى كه در تاريخ دوازدهم فوريه 1697 بعنوان نايب السلطنه نوشت چنين شرح داد : « چون در سال جارى آب ، گندم ، جو ، كاه ، روغن ، سبزيجات و ساير مواد غذائى وجود ندارد ، و نيز به سبب عدم انجام كامل توافق‌هاى قبلى كه بموجب آنها بيست كشتى مىبايستى بيايند و نرسيدند انجام جنگ در سال جارى عملى نشد . بتصور اينكه كشتىها مىرسند من يك ژنرال تعيين كردم و قشون خود را به حركت درآوردم ، قشونى كه با خروشى همانند دريا پيش مىرفت و چون دسته‌هاى ملخ زمين را مىپوشاند . به علت كمبودها و موانعى كه به آنها اشاره شد ، به قشون دستور توقف دادم و امر كردم كه سربازان و كشتىهاى پرتغالى كه طى باد موسمى فعلى آمدند عقب‌نشينى كنند و امر دادم كه مبلغى بابت هزينه‌هاى آنان پرداخته شود » « 2 » . روز بيست و هشتم ژانويه ، اعتماد الدوله حاضر نشد كه مبلغ هزار تومان پيش‌بينى شده براى نگهدارى و مخارج نيروى دريائى متفق را بپردازد و دليلى كه براى اين امتناع آورد اين بود كه خزانه دولت خالى است و بعلاوه تعداد كشتىها

--> ( 1 ) - درباره روابط بلوچها با اهالى مسقط كه سياست خصومت‌آميز آنها باعث حضور مزدوران مىگرديد . رجوع شود به كتاب « A fortaleza de Jesus » اثر C . R . Boxer , و C . De Azevedo صفحات 55 و 57 . ( 2 ) - نامه شاه ايران توسط برادر آنتونيو دوژزو در حضور « ميرزا رايا » مترجم سفير به زبان پرتغالى ترجمه شد ، به نظر مىآمد كه تاريخ آن بيستم رجب 1108 مطابق با 12 فوريه 1697 بوده است . اين ترجمه توسط Caetano de Souza چاپ شد . فصل پنجم قسمت اول سال 1952 صفحات 158 و 159 .